نقد و بررسی فصل سوم شهرزاد

نقد قسمت ۱ فصل سوم شهرزاد

قسمت ۱ فصل سوم شهرزاد

بلاخره بعد از چند ماه قسمت ۱ فصل سوم شهرزاد منتشر شد. در این مقاله با ما باشید تا نقد قسمت ۱ فصل سوم شهرزاد را نه از دیدگاه تخصصی و فنی که از دید یک بیننده معمولی مرور کنیم.

نقد قسمت 1 فصل سوم شهرزاد

باید انصاف داد که فیلم شروع خوبی داشت و حداقل برای چند دقیقه توانست چهار دنگ حواس بیننده را مال خودش بکند. دیدن صورت خونی صابر زیر دست شکنجه های سروان آپرویز که هنوز روی عشق شیرین پافشاری می کند و دم نمی زند؛  تمام خاطراتی را که از داستان جالب و پر فراز و نشیب عشق شیرین و صابر در فصل قبل دیدیم، برای بیننده زنده می کند. در ادامه سریال گذری به خانه شاپور داشتیم تا از وضعیت او بعد از فرار همسرش باخبر شویم. و این گریز به اندازه کافی کوتاه و مختصر بود. به قدری که بیننده هنوز امید داشت بعد از چند ماه باز هم شهرزاد را ببیند. اما متاسفانه این مختصر گویی در بخش بعدی سریال که مربوط به هوشنگ و زندگی مخفیانه اوست از یاد کارگردان می رود به طوری که مدت زیادی از قسمت اول به زندگی هوشنگ با همسر جدیدش و واکنش های حمیرا اختصاص داده شد. با اینکه در این بخش هم بازی های خوب و دلچسبی دیدیم اما موضوع زندگی هوشنگ هیچ وقت در طول دو فصل قبل به قدری اهمیت نداشت که بخش مهمی از قسمت ۱ فصل سوم شهرزاد را به دست بگیرد.

در این بین بیننده تنها برای دقایق کوتاهی شاهد حظور شهرزاد بود آن هم نه در کنار فرهاد و نه در مورد قباد، بلکه باز هم موضوع درباره حمیرا بود.

نقد قسمت 1 فصل سوم شهرزاد

با وجود اینکه موضوع های مهم تری وجود داشت که در قسمت اول هیچ اشاره ای به آن ها نشد، اما می توان امید داشت که کارگردان بخش های مهم تر را برای روزهای بعد کنار گذاشته است و فعلا می خواهد همچنان بیننده را مشتاق و منتظر نگه دارد. که در صورتی که داستان پردازی خوبی در ادامه سریال در خصوص شهرزاد ببینیم قطعا این ایراد کوچک از یاد خواهد رفت.

از این موضوع که بگذریم سریال سکانسی داشت تنها در یکی دو دقیقه روی ماجرای قبلی را سفید کرد. صحنه گفتمان فرهاد با دوستان و همکاران روزنامه چی اش بر سر اوضاع وخیم سیاسی آن روزها و بعد صحبت از خانه های مخفی و اسلحه و فراری دادن مصدق از زندان در حالی که فقط بیست سانتی متر دورتر از آن ها دو زن دور یک میز نشسته اند و آن هم در یک کافه شلوغ در حالی که تنها کاری که بازیگران برای نشان دادن احتیاط شان می کنند این است که نگاه های محافظه کارانه ای به اطراف می اندازند و با صدای آهسته حرف می زنند، اصلا باورپذیر نیست. گویی آقای فتحی به قدری درگیر زندگی عاشقانه هوشنگ شده اند که به کل حوصله سیاست بازی های فرهاد را نداشته اند.

نقد قسمت 1 فصل سوم شهرزاد

بعد از موضوع آزاد کردن مصدق نوبت به اکرم می رسد که نگران است با تغییراتی ظاهری که بعد از بارداری دارد اهل خانه از راز او باخبر شوند. در این بخش هم داستان به آنجا می رسد که وسوسه های سروان، اکرم را به سمت یک قتل دیگر سوق می دهد. آن هم قتل کبیر دیوانسالار طفل معصوم شهرزاد که در خواب ناز بود.

اکرم به اتاق کبیر می رود و بعد از اینکه دایه از اتاق بیرون رفت داخل می شود تا کار کبیر را یکسره کند. اکرم بالای سر گهواره در حالی که یک بالش در دست دارد ایستاده و به صورت کبیر نگاه می کند. بالش را بر میدارد و سریال تمام می شود.

می توان گفت این پایان خوبی است تا بیننده را تا هفته دیگر برای باخبر شدن از سرنوشت کبیر منتظر نگه می دارد. هر چند تیزرهای قبلی فصل ۳ دست آقای فتحی را درباره این سکانس رو کرده اند.